عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )
103
مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى
يكى از رسائل كوچك أو ، آئينهء تمام نماى اين تلاش است . چه « . . . بزرگى از بزرگان روزگار كه أمور شريعت وديانت بوجود أو مضبوطست وعقود تقوى وصيان به علم أو مربوط ، نسبت جهالت وضلالت با يكى از محققان گذشته وموحّدان سبق برده كه بعلم وحكمت منسوب بودى وبه سمت أهل وحدت موسوم كرده است ، وبه استحقاق عذاب أو را جازم گشته به سبب ارتكاب بعضي از منهيّات كه از أو صادر شده بود . . . » « 1 » عبد الرزاق در اين رساله سعى در برائت آن شيخ - كه كيستىاش را نمىدانيم - دارد وسرانجام أو را نجات يافته قلمداد مىكند . أصولا در سراسر آثار كاشاني جز از توقير وتعظيم نسبت به بزرگان چيزى نمىيابيم وآنچه در ميان حالات بعضي از ديگر مشايخ - همچون سلف أو شهاب الدّين سهروردى كه أو حد الدين كرمانى را مبتدع وزنديق مىخواند « 2 » ومعاصرش علاء الدولة كه در بدايت حال احترام شيخ أكبر را مرعى نمىداشت - مىبينيم در سخنان أو راهى ندارد . پر واضح است كه شيخى كه خود را مفتقر به أحقر موجودات مىانگارد به هيچ روى در حريم ديگر مشايخ اين چنين دست اندازى نمىكند . اين بنده شاهدي ديگر كه نشاندهندهء خوى كاشاني ودر عين حال رتبهء أو در سلوك وموقف أو در منازل السّائرين باشد ، نيافت ، هر چند همين إشارات خرد را در شناخت اين دو كافى مىانگارد . 11 - جايگاه كاشاني در جغرافياى تصوّف در سطور حاضر ، اين بنده سر آن دارد كه جايگاه كاشاني در جغرافياى تصوّف را از نظر تأثيرى كه بر فرهنگ صوفيانهء زمان خود ، ونيز فرهنگ سيّال پس از خود نهاد ، نشان دهد . به نظر اين قلمزن ، عبد الرزّاق مجمع البحريني است كه عناصر اصلى دو حوزهء عمدهء تصوّف را - يعنى حوزهء خراسان بزرگ كه تا بغداد ادامه داشت وحوزهء غرب اسلامى كه از اندلس ومصر نشأت مىگرفت وتا قونيه كشيده مىشد - در خود جمع
--> ( 1 ) . بنگريد : رسالهء « سؤال دربارهء يكى از بزرگان » در همين مجموعه . ( 2 ) . بنگريد : رشف النّصائح الايمانية ، مقدّمهء مصحح ص 5 .